طنز های جومونگی

سلام دوستان امروز براتون یک مطلب جالب و طنز گذاشتم ![]()
1- به نظر شما علت جذابيت بسيار زياد سریال افسانه جومونگ در بين مردم ايران چيست؟!
الف) حال و هواي فيلم، مردم را ياد يانگوم مي اندازد !
قاف) شخصيتهاي سريال مثل فيلمهاي ايراني با يک نگاه عاشق هم مي شوند و زرتي حرف ازدواج را پيش مي کشند !
ذال) لباسهاي رنگ و وارنگ شخصيتهاي سريال براي مردم بخصوص بانوان بسيار جذاب است !
نون) آدم خوبهاي فيلم هفت تا جان دارند و اگر تنهايي به جنگ يک سپاه هم بروند در نهايت يک خش بر مي دارند، ولي عمراً نمي ميرند!
2 - به نظر شما آخر سريال افسانه جومونگ چه خواهد شد؟!
الف) بانو سوسانو از غم دوري جومونگ دق مي کند و مي ميرد،
قاف) به فرمان امپراتور گوموا، جومونگ کشته مي شود تا صلح و آرامش دوباره به ملت بويو برگردد!
ذال) جومونگ به ملت خودش خيانت مي کند و با دختر امپراتور هان ازدواج مي کند و سپس به بويو حمله کرده و آنجا را با خاک يکسان مي کند !
نون) در جنگي که بين هان و بويو در مي گيرد، تمام مردم هر دو ملت از پير و جوان تلف مي شوند و حتي يک نفر هم زنده نمي ماند و سپس شهرداري منطقه، زمينهاي هر دو ملت را به نفع خودش مصادره مي کند و با تغيير کاربري آن از کشاورزي- مسکوني به اداري- تجاري، آنها را به فروش مي رساند!
4 - پيام اخلاقي سریال افسانه جومونگ چيست ؟!
الف) پهلوانان هرگز نمي ميرند !
قاف) عشق هرگز نمي ميرد !
ذال) نقش اصلي هاي فيلم هرگز نمي ميرند !
نون) همه يک روزي مي ميرند!
5 - شباهت بين شمشير فولادي در سريال جومونگ و انرژي هسته اي در عصر کنوني در چيست؟!
الف) همه به دنبال دستيابي به فناوري ساخت و استفاده از آنها هستند !
قاف) کساني که آنها را دارند، نمي خواهند ديگران نيز به آنها دست پيدا کنند !
ذال) دايم از محل ساخت آنها بازرسي به عمل مي آيد !
نون) در صورت استفاده صلح آميز از آنها، حق مسلم ماست!
6 - اگر شما به جاي جومونگ بوديد چه کار مي کرديد؟! ![]()
الف) برادر اوته را مي کشتم و با بانو سوسانو ازدواج مي کردم !
قاف) عالي جناب تسو را مي کشتم و با دختر يانگجو ازدواج مي کردم !
ذال) مدير خائن گروه تجاري را که جانم را نجات داد، مي کشتم و با دختر رئيس گروه که از من پرستاري کرد، ازدواج مي کردم !
نون) هيچکس را نمي کشتم؛ چون فعلاً قصد ازدواج ندارم!EmperorSea.com
8 - شما دوست داشتيد که به جاي کداميک از شخصيتهاي سریال افسانه جومونگ بوديد؟!
الف) بانو سوسانو - چون تو اين دوره بي شوهري، دوتا شاهزاده عاشقم مي شدند !
قاف) جومونگ - چون تو اين دوره بي پولي، دوتا دختر تاجر خرپول عاشقم مي شدند !
ذال) رئيس بوپالمو - چون نه عاشق کسي مي شدم و نه کسي عاشقم مي شد و با خيال راحت زندگي مي کردم !
نون) ژنرال هموسو - چون همان اول مرد و راحت شد !